محمد موسوى بجنوردى

13

علم اصول ( فارسى )

طلب و اراده آيا طلب و اراده عين يكديگرند يا مغاير با يكديگر ؟ مشهور بين اماميه و معتزله ، بر خلاف اشاعره ، اين است كه اتحاد طلب و اراده در ناحيهء مصداق است و لو اينكه در ناحيهء مفهوم تغاير داشته باشند . پس ما گاه در ناحيهء مفهوم صحبت مىكنيم و گاه در ناحيهء مصداق . بحث مفهومى يك بحث لغوى است كه بايد ببينيم عرف و عقلا از اين دو واژه چه مىفهمند . آيا از آنها دو معنا برداشت مىكنند يا يك معنا ؟ در پاسخ مىگوييم كه بدون ترديد منظور عرف و عقلا از واژهء اراده ، كيف نفسانى در افق نفس است كه نزد حكما از آن به شوق مؤكّد تعبير مىشود . اما واژهء طلب در نزد عرف و عقلا اين معنا را نمىرساند و عبارت است از سعى در تحصيل امرى . طلب يعنى خواستن چيزى و خواستن يك چيز غير از كيف نفسانى است كه در افق نفس پديد مىآيد و از آن به شوق مؤكّد تعبير مىشود . پس مسئله از ناحيهء مفهوم روشن است و اختلافى در آن نيست . لذا در اين بحث نه اشعرى ، نه معتزلى و نه امامى باهم اختلافى ندارند و همه باهم اتفاق نظر دارند كه بين اراده و طلب در عالم مفهوم تغاير وجود دارد . اما در عالم مصداق وضعيت متفاوت است . هرچند بحث در مورد اتحاد يا اختلاف طلب و اراده بحثى كلامى است ، اما ذكر آن خالى از فايده نيست .